همسانان، نیرویی تأثیرگذار

حمایت از کودکان

همسانان، نیرویی تأثیرگذار

در آموزش همسانان به رازداری و محرمانه بودن اطلاعات بسیار توجه می‌شود. خصیصة ‌همسان بودن فرهنگ تبادل اطلاعات ویژه‌ای را در گروه جاری می‌سازد که در آن رازداری نوعی ارزش قلمداد می‌گردد

مونا رحمانی، دکتر پدرام موسوی شندی

انسان بخش عمده‌‌ای از زندگی خود را در کنار کسانی می‌‌گذراند که به گونه‌‌ای تشابهی بین خود و آن‌‌ها احساس می‌‌کند. تشابه‌‌های ساده و یا پیچیده‌‌ای که در برهه‌‌های مختلف زندگی به شیوه‌‌های متفاوتی جلوه می‌‌کنند. گاهی تشابه سنی و گاهی زبانی، گاه شغل یکسان داشتن و گاهی هم‌مذهب بودن، زمانی وضعیت تأهل مشابه و گاه هم‌جنس بودن همگی از جمله عواملی هستند که می‌‌توانند افراد را به یکدیگر نزدیک‌‌تر سازند.
در میان مصادیق فراوان این پدیدة اجتماعی، می‌توان بازی‌‌های گروهی کودکان، احساس تعلق به قوم خاص با گویش مشخص و یا حتی افرادی که در یک قلمرو زندگی می‌کنند، را نام برد. معمولاً هر چه میزان این تشابه و همسان بودن افزایش یابد، افراد احساس قرابت بیشتری با یکدیگر خواهند داشت و تأثیر بیشتری از یکدیگر می‌‌گیرند[1]. تحولات حیرت‌‌آور ارتباطات درجوامع انسانی در ابعاد مختلف به علاقه انسان‌‌ها برای عضویت در جمع تنوع بیشتری بخشیده است و بسیاری از وجوه جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده است. نوجوانی که در اینترنت به عضویت یک گروه خاص در می‌‌آید و یا استفاده‌‌کنندگان از داروهای روان‌گردانی که شیوه مصرف همانندی دارند نمونه‌‌هایی از این موضوع هستند.
از نگاه روانشناختی، افراد در گروه‌‌های یکسان، از احساس بهتری برخوردار بوده و امنیت بیشتری را احساس می‌‌نماید به عنوان مثال می‌‌توان از زنان متأهلی نام برد که در مطرح کردن مشکلات خود ترجیح می‌دهند تا از دیگر زنان متأهل کمک بگیرند و یا نوجوانی که در سن بلوغ بیشترین تمایل را برای کسب اطلاعات پیرامون بهداشت بلوغ را از دوستان خود دارد. گروه نه تنها احساس بهتری را به افراد القا می‌‌کند بلکه بر افراد تأثیر می‌‌گذارد.
بسیاری از نوجوانان به دلیل اعتقاد مشخصی به عضویت گروه خاصی در می‌‌آیند اما طی زمان شیوة لباس پوشیدن و یا نوع موسیقی که گوش می‌‌دهند به دیگر افراد عضو بسیار نزدیک می‌‌شود. این تأثیرپذیری در بسیاری از مواقع متأثر از «فشار گروه» می‌‌باشد؛ فشاری که فرد را مجبور می‌‌کند تا رفتار و یا منش خاصی را انتخاب نماید که الزاماً مثبت و یا سودمند نمی‌‌باشد. تشکیل گروه‌‌هایی با علائق مشترک، آرمان‌های مشابه، شیوة زندگی یکسان و یا خصائص مشترک همیشه مفید و در راستای پیشرفت و یا سلامت جامعه نبوده بلکه گاهی دارای بار منفی است و سبب گردیده تا سلامت فرد و یا جامعه به مخاطره بیفتد (مانند تشکیل گروه نوجوانان معارض با قانون و یا گروه سارقین و ...).
طبیعی است که این نوع تأثیر‌پذیری در گروه، مورد توجه جامعه‌شناسان و روانشناسان بسیاری قرار بگیرد. در حوزة آموزش و علوم تربیتی نیز با الگوگیری از این توانایی تأثیرپذیری در گروه و با استفاده از قدرت «همانندی»، رویکرد آموزشی نوینی پدید آمد. این نوع خاص از «آموزش» در خلال برقراری ارتباط در بین افراد همسان رخ می‌‌دهد که در بسیاری از موارد از انواع کلاسیک آموزش عمیق‌‌تر و موثرتر است.
در واقع آموزش هم‌سانان فرایندی است که طی آن افراد ِ آموزش دیده و با انگیزه به فعالیت‌های آموزشی رسمی و یا غیررسمی (سازمان‌دهی‌شده و یا غیرسازمان‌دهی‌شده) به هم‌سانانشان می‌پردازند. هدف این فعالیت‌ها شکل‌گیری دانش، نگرش، باورها و مهارت‌های یک فردِ است؛ به‌طوری‌که او را توانمند سازد تا مسؤل حفظ سلامتی خود باشد.
نکته مهم و قابل اهمیت در این روش، استفاده از گروه هم‌سانان با در نظر گرفتن جنسیت، مذهب، نژاد، سن، تحصیلات و طبقه اجتماعی ایشان است به طوریکه فرد هم‌سان حداقل در یکی از مقولات مطرح شده فوق با دیگر اعضاء گروه مشترک است. البته هر چه میزان اشتراک ویژگی‌ها در بین اعضای گروه بیشتر باشد، میزان همسان بودن نیز افزایش می‌یابد.
در آموزش هم‌سانان از قدرت نقاط مشترک افراد جهت آموزش استفاده می‌‌شود و فرد آموزشگر جدای از جامعه هدف نیست و به خوبی می تواند مشکلات و معضلات جامعه هدف را شناسایی نموده و یا دسترسی آسان‌تری به افراد گروه‌‌اش داشته باشد. بدیهی است که این امر از مواردی است که رویکرد آموزش هم‌سانان را با محدودیت‌هایی مواجه کرده است.

هدف:
از آموزش همسانان برای اطلاع‌رسانی، افزایش آگاهی، تغییر نگرش و کسب مهارت در میان گروه هدف می‌توان بهره برد. بدیهی است مراحل اول این آموزش (اطلاع‌رسانی) سهولت بیشتری در قیاس با مراحلی همچون کسب مهارت دارد. از طرف دیگر دامنه و گسترة پوشش در اطلاع‌رسانی توسط همسانان بیش از حالتی است که در نظر داشته باشیم از آموزش همسانان برای تغییر نگرش یا کسب مهارت استفاده کنیم.

محیط آموزش:
آموزش همسانان معمولاً در محیط‌های غیررسمی که گرو‌ه‌های همسان تجمع می‌یابند رخ می‌دهد. در حقیقت فضای غیررسمی با ایجاد نوعی محیط خودمانی پذیرش را در میان گروه تسهیل می‌کند.

روش آموزش:
در واقع در آموزش همسانان نوعی تبادل اطلاعات و گفتگوهای خودبخودی رخ می‌دهد. این گفتگوهای عادی در حقیقت ابزار آموزش مؤثری برای آموزشگران همسان به حساب می‌آیند.

محرمانه بودن اطلاعات:
در آموزش همسانان به رازداری و محرمانه بودن اطلاعات بسیار توجه می‌شود. خصیصة ‌همسان بودن فرهنگ تبادل اطلاعات ویژه‌ای را در گروه جاری می‌سازد که در آن رازداری نوعی ارزش قلمداد می‌گردد.

حیطه تمرکز:
آموزشگران همسان معمولاً در گروه‌های کوچک به فعالیت می‌پردازند و در گروه‌های بزرگتر میزان اثربخشی این روش کاهش می‌یابد.

تربیت آموزشگر:
در آموزش همسانان لازم است که آموزشگران تعلیمات لازم را برای انجام صحیح و اثربخش آموزش دریافت کنند. این آموزش‌ها برنامه‌ریزی شده و ساختاریافته ‌هستند و اغلب با برنامه‌های بازآموزی نیز همراه هستند.

نقاط قوت و ضعف آموزش همسانان
آموزش هم سانان نیز مانند دیگر فرایند‌های آموزشی دارای نقاط قوت و ضعفی است که از میان نقاط قوت می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:
1- غیررسمی بودن آموزش؛
2- سهولت صحبت در مورد مسائل حساس؛
3- استفاده از زبان و ادبیات یکسان در میان آموزش‌دهندگان و آموزش‌گیرندگان؛امکان دسترسی
4- آموزش‌دهندگان به گروه‌هایی که دسترسی به آنها دشوار است؛
5- ایجاد حس مسئولیت‌پذیری در آموزش‌دهندگان؛
6- افزایش توان اجتماعی و ارتباطی آموزش‌دهندگان؛
7- کم هزینه بودن نسبت به دیگر فعالیت‌های آموزشی.
 
برخی نقاط ضعف دیده شده در طی اجرای این روش نیز عبارتند از:
1- کاهش تدریجی انگیزه در میان آموزش‌دهند‌گان
2- دشواری پایش و ارزشیابی آموزش هم‌سانان
3- آموزش ناصحیح به آموزش‌گیرندگان و یا ایجاد برداشت نادرست
 
نمونه‌هایی از استفاده از رویکرد آموزش همسانان در سنین و گروه‌های مختلف
این روش آموزشی در گروه های مختلف و سنین متفاوت جهت آموزش صحیح به مرحله اجرا در آمده است که از آن میان می‌توان به 3 گروه زیر به صورت مختصر اشاره نمود.

آموزش کودک به کودک:
این روش آموزشی بر پایه توانمند کردن کودکان و تمایل ایشان به ایفای نقش بزرگسالان در زمینه‌های مختلف مانند محیط زیست، حقوق شهروندی، قوانین رانندگی، بهداشت می‌باشد. این تکنیک یکی از موفق‌ترین روش‌های آموزشی به کودکان است که بر پایه مشارکت کودکان تحقق می‌یابد. یکی از نقاط قوت این تکنیک استفاده از ادبیات کودکانه در راستای انتقال مطالب است.

انجمن معتادین گمنام :
گروه‌های خودیار در مداوای هر نوع اعتیادی نقش مهمی را ایفا نموده‌اند. ایمان به خدا یا لااقل نوعی نیروی برتر بخش اصلی فلسفه گروه‌های خودیار را تشکیل می‌دهد. آنان با یکدیگر سخن می‌گویند، تجربیات خود را در میان می‌گذارند. با حمایت از هم به یکدیگر یاری می‌دهند و با یادآوری سوابق خود به عنوان نمونه‌های موفق ترک به یکدیگر امید می‌بخشند. مهم‌ترین جلساتی که طی آن معتادین می‌توانند دردهای خود را با افرادی که آنان را درک می‌نمایند تقسیم نموده، در پشت درهای بسته و در نهایت گمنامی، تشکیل می‌گردد. این روش ترک اعتیاد یکی از روش‌های موفق آموزش همسانان می‌باشد که با نیروی همسانی افراد مشتاق به ترک اعتیاد می‌گردند.

خدمات دوستدار نوجوان:
خدمات دوستدار نوجوان طرحی است که می‌تواند برای اطلاع‌رسانی، آموزش، مشاوره و ایجاد ارتباط با نوجوانان و جوانان در معرض خطر (مصرف‌کنندگان تزریقی مواد، تن فروشان، زندانیان، مصرف‌کنندگان غیرتزریقی مواد، مردان و زنان با رفتار جنسی پرخطر، همسران این افراد و کودکان خیابانی) بکار گرفته می‌شود. این طرح ارائه‌کننده نگرشی است که در آن ویژگی‌های مورد نیاز افراد جوان و بالاترین استانداردهای قابل دسترس در بهترین سرویس‌های خدماتی عمومی، در کنار هم قرار می‌گیرند.
فعالیت‌های صورت گرفته در طرح خدمات دوستدار نوجوان بر پایه آموزش همسانان است به گونه‌ای که تعدادی از نوجوانان و جوانان در معرض خطر با مهارت ارتباطی بالا و مقبولیت در گروه خود برگزیده می‌شوند و پس از سپری کردن دوره‌های آموزش به عنوان آموزش‌دهنده به گروه‌های در معرض خطر آغاز به فعالیت می‌کنند.
این طرح هم اکنون با مشارکت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و صندوق کودکان سازمان ملل در نقاطی از ایران در حال اجرا می‌باشد.
نتایج به دست آمده از برنامه‌های اجرایی متنوع گواه این مدعا هستند که روش «آموزش همسانان» یکی از روش‌های مؤثر آموزشی - لااقل در حوزة شناختی- بوده است. این تجارب، ویژگی‌های بیمار‌های منتقله از راه تماس جنسی و الگوی غالب ابتلا به اچ.آی.وی در کشورمان حاکی از آن هستند که می‌توان از این رویکرد برای پیش‌گیری از بیماری ایدز در سطوح مختلف (اولیه، ثانویه و ثالثیه) بهره برد.
جالب آنکه نتایج بسیاری از فعالیت‌های به عمل آمده، سازمان‌های ملی و بین‌المللی را بر آن داشته است تا در برنامه‌های جامعه‌‌محور خود پا را از تربیت آموزش‌گر همسان فراتر گذارده و بهره‌مندی از «مشاوران همسان» را در مقوله‌های اجتماعی – بهداشتی و بالاخص کاهش آسیب در دستور کار خود قرار دهند.

[1] این تمایل در حقیقت انعکاسی از "نیاز" انسان به ارتباط با سایر افراد است که ابراهام مازلو در تقسیم بندی نیازهای انسانی تحت عنوان به "تیاز به تعلق اجتماعی" بدان اشاره کرده است.