مشکلات کودکان مبتلا به اچ‌آی‌وی و بیماری ایدز

تولد به حکم مرگ

مشکلات کودکان مبتلا به اچ‌آی‌وی و بیماری ایدز

آمار ابتلا به ایدز بطور آشکار در حال افزایش است و همین امر به گسترش زیرزمینی آن در میان افراد و بویژه کودکان دامن می‌زند

آمار ابتلا به ایدز در شرق اروپا و آسیای میانه بطور آشکار در حال افزایش است و همین امر به گسترش زیرزمینی آن در میان افراد و بویژه کودکان این دو منطقه دامن می‌زند. چه کودکانی که خود مبتلا شده‌اند، یا کودکانی که از مادر، مبتلا به این بیماری شده‌اند، یا یتیمان ایدز همواره با انگ اجتماعی و تبعیض درگیرند.‌ این کودکان که قربانی ناآگاهی افراد جامعه و یا معضلات اجتماعی هستند، با شانه‌های ناتوان، تنها درد و فشار اجتماعی را، بر دوش می‌کشند. انگشت اتهام و تحقیر همان بزرگترهایی که زندگی این کودکان را به این شکل رقم زده‌اند، همواره به سویشان است. ترس و فرار توأمان، تنها چیزی است که جامعه به آنها پیشکش می‌کند.
بحرانهای اجتماعی و ضعف امنیت اجتماعی، خانواده‌ها را با مشکلات بسیار روبرو کرده‌است و در نتیجه، بسیاری از کودکان این خانواده‌ها به خیابانها رانده می‌شوند. بیش از ۱ میلیون کودک و نوجوان بواسطه زندگی خیابانی، به رفتارهای پرخطر گرایش دارند و بشدت در معرض ابتلا به بیماریهای ویروسی مانند ایدز هستند. این کودکان گاه مسئولیت‌هایی نظیر مراقبت از والدین بیمار و حتی کسب درآمد برای خانواده را بردوش می‌کشند.
در آماری که سال 2008 صورت گرفت، از میان 33.4 میلیون نفر از افراد مبتلا به ایدز، بیش از 2.1 میلیون نفر کودکان زیر 15 سال بوده‌اند. که حدود 1.5 میلیون از آنها یکی از والدینشان یا هر دو، نیز مبتلا بوده‌اند.
از میان مبتلایان به این بیماری تا همان سال -که تعدادشان 2 میلیون نفر بوده است- 280هزار نفر کودکان زیر 15 سال بوده‌اند.
و باز در همان سال، 430 هزار نفر با ایدز متولد شدند.
در جهان روزانه 100 کودک مبتلا به ایدز متولد می‌شود. که بیشتر از دو سوم آنها به خاطر این بیماری و در نتیجه فقدان دسترسی به امکانات بهداشتی در جامعه می‌میرند و از حمایت اجتماعی و بهداشتی و حتی خانوادگی بی بهره‌اند.

تولد به حکم مرگ
نخستین مورد گزارش و ثبت شده ابتلا به ایدز در ایران مربوط به سال 1366 و در مورد یک کودک شش ساله مبتلا به بیماری هموفیلی است که فرآورده‌های خونی آلوده دریافت کرده بود.
وقتی پای بیماری ایدز به میان می‌آید، راههای ابتلا به آن - استفاده از مواد مخدر یا روابط جنسی ناسالم- مطرح می‌شود و پذیرش این واقعیت که کودکان و نوجوانانی هستند که درگیر چنین رفتارهایی می‌شوند برای جامعه قابل قبول نیست، در نتیجه بجای حمایت و راهنمایی، طرد و سرزنش شکل غالب برخورد اجتماعی با این افراد است و در کنار بدنامی و نابرابری و تبعیض، این کودکان از حقوق اولیه اجتماعی نیز محروم می‌شوند.
کودکان مبتلا به ایدز، در مدارس، خانه، جمع همسالان و حتی برخورداری از خدمات بهداشتی با مشکلات روبرو هستند و احساس گناه، افسردگی، خودکم‌بینی و حقارت ماحصل زندگی اجتماعی‌شان است و این کودکان، چاره‌ای جز انزوا و مخفی‌شدن در کنج خانه را ندارند.
ایدز، بهمان اندازه که یک مشکل بهداشتی است، معضل اجتماعی است. بیماری ایدز با توجه به روشهای اصلی انتقالش، در اذهان جامعه ارتباط تنگاتنگی با موادمخدر، همجنس‌بازی و فحشا پیدا کرده‌است و نسبت پیدا کردن کودکان و نوجوانان مبتلا به ایدز با این ناهنجاری‌های اخلاقی، منجر به طرد و تبعیض، و مشکلات بیماری برای این کودکان چندین برابر می‌شود. معمولاً این افراد به عنوان افرادی گناهکار و مقصر و خاطی شناخته می‌شوند، نه کسانی که نیازمند کمک و یاری هستند و این انگ نه‌تنها گریبان خود فرد را می‌گیرد، بلکه خانواده آنها را نیز در معرض این اتهام و تبعیض قرار می‌دهد.
با وجود تلاشهای صورت گرفته برای آگاه‌سازی در این زمینه در جهان، ضعف در اطلاع‌رسانی دقیق و صحیح برای رفع این نگرانی و ترس اجتماعی از این بیماری مشهود است. طرد این بچه‌ها از مدرسه، یا از بازی‌کردن با کودکان دیگر و یا قرنطینه‌کردن آنها نه‌تنها لزومی ندارد بلکه زندگی کوتاهشان را نیز همراه با رنج روحی و انزوا و احساس گناه می‌کند. یعنی کودکان مبتلا علاوه بر بیماری ایدز، شرم‌اجتماعی از اینکه به این بیماری مبتلایند را هم بر دوش می‌کشند.

آموزش، اهدای زندگی
کودکان مبتلا به ویروس اچ‌آی‌وی از حقوق اجتماعی مسلم یک انسان محرومند. محرومیت از زندگی خانوادگی، تحصیل و حتی شادیهای ساده کودکانه. کارکنان مدارس، دانش‌آموزان و اولیا باید بدانند که وجود یک دانش‌آموز مبتلا به ایدز در مدرسه سلامتی آنها را به خطر نمی‌اندازد.
از آنجایی که مدرسه یک مکان آموزشی-حمایتی جهت رشد و تکامل دانش آموزان است و بعنوان مکانی که نیازهای روحی، روانی و اجتماعی کودکان در آن شناسایی می‌گردد، می‌توانند با ارتقا برنامه‌های بهداشتی، حامیان مناسبی برای این کودکان آسیب‌پذیر در جامعه به‌حساب آیند.رفتارهای نامناسب و تحقیرآمیز موجب انزوای کودک بیمار شده و فرصت آموزش را از او می‌گیرد.
ارائه راهکارهای مناسب و مفید به این کودکان از نظر روانی و اجتماعی برای بیماریشان و موقعیت آنها بسیار مهم و ضروری است. همانطور که تجربه در بعضی مدارسِ مصر و جمهوری اسلامی ایران (تهران) نشان داده‌است، دانش‌آموزان مبتلا به ایدز، بعد از مشاوره‌ای که با اولیا و مسئولان مدرسه صورت گرفت، مورد قبول و پذیرش نسبی در بین همکلاسی‌ها و معلمانشان واقع شدند.
تکامل دوران کودکی و نوجوانی به آموزش صحیح، تعامل فردی و سلامت مرتبط است. برخوردهای درست از سوی اجتماع، خانواده و مدرسه دراین مرحله نقش چشمگیری در آینده‌شان دارد.
براساس قرارداد مصوبه در ارتباط با حقوق کودکان در سال 1990 ، کودکان علاوه بر حق برخورداری از حیات، تکامل و توجه به خواست و علائق آنها دربرنامه‌ریزی‌های مربوطه، حق سلامت و استفاده از امکانات درمانی، همانند افراد بزرگسال را دارند. ایزوله‌کردن بی‌مورد و محدودیت بجای حمایت و راهنمایی، مغایر با حقوق بشر و تجاوز به حقوق اولیه آنهاست.

بن‌بستِ یکطرفه
نوجوانانی که در خیابابانها زندگی می‌کنند، بیشتر در معرض این ویروس هستند. در سن پطرزبورگ مطالعه‌ای بر روی بیش از 3 هزار از افراد 15 تا 19 ساله که در خیابانها زندگی می‌کردند، 40 درصد آنها اچ‌آی‌وی داشته‌اند که اغلب از راه مصرف مواد مخدر مبتلا شده‌اند و در اوکراین نیز، روابط‌جنسی پرخطر زودهنگام، بیشترین عامل ابتلا نوجوانان به ایدز بوده است.
در آفریقا 16درصد دختران بین 15 تا 19 سال و 12 درصد از پسران، رفتارهای جنسی را قبل از سن 15 سالگی شروع کرده‌اند که این کودکان به شدت از دسترسی به خدمات بهداشتی و اجتماعی محرومند.
خانواده، دوستان و جامعه اولین لایه محافظ برای حمایت از کودک و برطرف‌ساختن نیازهای روانی و عاطفی آنها هستند؛ نوجوانان و کودکان به‌شدت به توجه و حمایت بزرگترها نیاز دارند که البته در حال حاضر این امر در خانواده‌ها بسیار کمرنگ شده است.
در جوامع توسعه‌یافته، برای پیشگیری، جامعه و خانواده‌ها باید تدابیری برای حفظ و یا بازگرداندن کودکان به‌آغوش خانواده و حفظ آنها از آسیبهای اجتماعی بیندیشند و در کنار آن آموزشهایی برای مهار ترس کاذب مردم از افراد مبتلا برنامه‌ریزی شود.
در کشورهایی که آمار بالای ابتلا به ایدز وجود دارد، مشکلات اقتصادی و خانوادگی و اجتماعی، شرایط بسیار سختی را برای حمایت از این کودکان فراهم ساخته است ولی آگاه‌سازی مردم و حمایتهای اجتماعی بخصوص از طرف نهادهای رسمی، می‌تواند بخش زیادی از این مشکلات را رفع و از شیوع روزافزون آن در نسلهای جدید پیشگیری کند؛ همچنین با بسترسازی اجتماعی برای برخورد با مبتلایان، حق زندگی که موهبتی الهی است، از کودکان معصوم مبتلا، بدست کسانی که ناآگاهانه و بی‌رحمانه به‌آنها یورش برده‌اند، سلب نشود.

مهدیه سادات محسنی‌فر