باندهای اجاره کودکان خیابان دیرپا هستند!

کودکان کار و خیابان

باندهای اجاره کودکان خیابان دیرپا هستند!

سعید خراط‌ها آسیب‌شناس اجتماعی و استاد دانشگاه در رابطه با کودکان خیابانی تحقیقات و مطالعاتی انجام داده است. او به توضیح درباره باندهای اجاره‌کننده این کودکان و آسیب‌هایی که آنان را تهدید می‌کند، توضیح می‌دهد.

چه آسیب‌های اجتماعی و بزه‌هایی کودکان خیابانی را تهدید می‌کند؟
کودکان به دلایل مختلف به خیابان کشیده می‌شوند و در بعضی از آنها، دلیل خیلی مهمی است و ریشه اصلی گرفتار شدن‌شان به مسائل و آسیبها در آنجاست، مثلا بی‌سرپرستی و بدسرپرستی بعضی و ریشه‌های اصلی حضور این کودکان در خیابان است. بنابراین گروهی از مشکلات، مشکلات جدی خانواده و مسائل سرپرستی این کودکان است. بعضی از این کودکان که از خانه فرار کرده‌اند در واقع بدسرپرست و بی‌سرپرست هستند اما با اختیار خود از خانه فرار می‌کنند و به خیابان‌ها می‌روند. بخشی از اینها در خانه و خانواده با خشونت و آزار روبه‌رو بوده و وقتی به خیابان کشیده می‌شوند گروهی از آنها با باندهای تبهکاری مرتبط و می‌توان گفت به نوعی خرید و فروش ‌شده و اجاره داده می‌شوند و به بردگان بی‌جیره و مواجبی تبدیل خواهند شد که ناگزیر و ناچار از انجام فعالیت‌های موردنظر تبهکاران هستند.
برخی از آنها به فعالیت‌های تبهکاری مانند سرقت و حمل و نقل موادمخدر جذب می‌شوند که در واقع برخی باندها خریداران و اجاره‌کنندگان این کودکان هستند. گروهی از آنها نیز جذب کارهای دست فروشی و خدماتی ‌شده و سر چهارراه‌ها به کار گمارده می‌شوند.
گاهی ممکن است این تصور به وجود بیاید که اگر فال حافظ، دستمال کاغذی و گل از این کودکان خریده شود آنها از خیابان نجات پیدا کرده‌ و می‌توانند به خانه بروند اما این‌طور نیست و گردانندگان آن باند و کسی که کودک را در اختیار دارد کالای جدیدی به او می‌دهد و آن کودک تا ساعتی که می‌تواند کار کند مجبور است بایستد و کار کند.
علاوه بر این که کودکان خیابانی با مسائلی مانند مشکلات خانوادگی درگیر هستند، مشکلات دیگری مثل مسکن، بیمه و محرومیت از تحصیل دارند. این کودکان باتوجه به شرایط‌شان از آموزه‌های جامعه‌ستیزی لبریز می‌شوند.
نگاه تحقیرآمیز افراد جامعه به آنها، التماس کردن‌شان به مردم، جبری که آنها را به خیابان کشیده و احساس فاصله اجتماعی و طبقاتی، نفرتی نهفته در درون این افراد شکل می‌گیرد که جامعه‌ستیزی و جامعه‌گریزی را به آنها تحمیل می‌کند و در واقع می‌توان اختلال شخصیت ضداجتماعی را در آینده در این افراد مشاهده کرد.
طبیعتا خیلی از اینها در حین فعالیت‌های خیابانی دستگیر و به بازداشتگاه‌های مخصوص کودکان یا اماکن مخصوص نگهداری متکدیان، مراکز بازپروری و... منتقل یا به زندان کشیده و سابقه‌دار می‌شوند و برچسب مجرم بودن به مشکلات آنها اضافه می‌شود. آنها بعد از مدتی بدون تحصیلات، بدون خانواده و شغل و با برخورداری از سوء‌سابقه کیفری به جامعه‌ای برمی‌گردند که با آن در ستیز هستند و از آن رنج می‌برند. تعداد قابل توجهی از افرادی را که در دوران کودکی و نوجوانی‌ کودک خیابانی بوده‌اند یا حتی زمان کوتاهی مجبور به حضور در خیابان بوده‌اند، می‌توان در زندان‌ها دید.

به طور دقیق کودکان خیابانی قربانی چه جرایمی هستند و مستعد چه بزه‌هایی می‌شوند؟
جرایمی که این کودکان ممکن است انجام بدهند سرقت و تکدیگری و امثال اینهاست اما چون مجبور، گمارده و اجیر هستند، جرم از آنها ساقط است، چون اختیار ندارند بلکه فرد بالغی در شرایط اختیار قرار دارد که مجبور به انجام و ارتکاب جرم است و در قانون هم چنین چیزی پیش‌بینی شده است و کسی که اختیار ندارد و مجبور به انجام کاری شده است نمی‌توان از او انتظار مسئولیت داشت و او را مجازات کرد اما این‌که کودکان خیابانی در چه بزه‌ها و جرایم اجتماعی قربانی می‌شوند، باید گفت اینها قربانی خشونت‌های خیابانی می‌شوند، خودشان با خودشان و در گیرودار رقابت‌های خیابانی درگیری و زد و خورد پیدا می‌کنند و دچار ضرب و شتم می‌شوند.
گروهی از این کودکان فداکارانه برای کمک و یاری خانواده ممکن است به خیابان کشیده شده باشند و خیابان نیز بی‌رحم، بی‌گذشت و بی‌تدبیر با این کودکان برخورد می​کند.
البته ممکن است راه‌ها و روش‌های زورگیری را هم آموخته باشند تا کیف زن یا دختر یا فرد بی‌پناهی را مثلا روی پل عابر پیاده یا در مکان‌‌های خلوت بدزدند، البته در شرایطی که نظارت اجتماعی کارکرد نداشته یا پایین آمده باشد ممکن است در انظار هم کیف افراد را بکشند و ببرند. در چنین شرایطی این کودکان مرتکب یک تخلف می‌شوند اما در واقع آنها چنین رفتاری را آموخته و در یک محیط ناامن به آموزهای تبهکارانه مجبور شده‌اند.

اینچنین کودکانی چه نوع قربانی می​شوند؟
آنها قربانی مواد‌مخدر، خشونت، درگیری و نزاع می‌شوند و ممکن است بعضی از آنها قربانی سوءاستفاده جنسی شوند. در واقع مجموع اینها را می‌توان در حوزه کودک آزاری تفسیر کرد. کودک آزاری در خانه و خانواده دارای ویژگی‌هایی است و نوع خاصی از کودک آزاری متوجه کودکان است و کودکان خیابانی نوع دیگری را تجربه می‌کنند.
در خانواده‌ها کودک‌آزاری از سوی اقوام و نزدیکان انجام می‌شود اما در خیابان کودک‌آزاری در لایه دوم خودش هم عمل می‌کند یعنی کودکان از جانب جامعه و افراد غریبه مورد تهدید قرار می‌گیرند. کودکان خیابانی قربانی خشونت‌های اجتماعی هستند و هم از طرف همکاران‌شان رئیس باندها و هم از طرف افرادی که رهگذر هستند و به آنها مراجعه می‌کنند ممکن است مورد سوءاستفاده قرار بگیرند. البته برخی از آنها ممکن است کارتن‌خواب هم باشند که بی‌سرپناهی و بی‌سرپرستی این مشکلات را دوچندان می‌کند.

اگر بخواهیم به ریشه‌های این معضل برگردیم به چه عواملی می‌رسیم؟
این معضل زمینه‌های مختلفی دارد. ریشه‌ها را می‌توان در ساختار میانی و کلان جامعه جستجو کرد که خانواده یکی از ارکان آن است اما خانواده بازتاب و نتیجه‌ای است از ساختار اجتماعی. وقتی ساختار کلان اجتماعی به هم می‌ریزد اثرات آن به خانه‌ها کشیده می‌شود و خانواده‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فقر، تبعیض، نبود مسئولیت اجتماعی و نابسامانی‌های اداری که به مسئولیت‌های خود در نظام اجتماعی و در ایجاد توازن و عدالت اجتماعی تلاش نمی‌کند و وجود مشکل در نظام تربیتی و آموزشی می‌تواند از ریشه‌های این معضل باشد. همچنین ریشه کودکان خیابانی را می‌توان در اعتیاد به موادمخدر، بی‌سرپرستی و بدسرپرستی دید؛ کودکانی که در کشمکش‌های طلاق والدین بی‌سرپرست یا بدسرپرست می‌مانند.
بنابراین با افزایش طلاق می‌توان انتظار داشت که تعداد کودکان خیابانی افزایش یابد، همچنین با افزایش فقر، بیکاری و ناتوانی در تامین معیشت خانواده می‌توان انتظار داشت تعداد کودکان خیابانی و کودکان کار افزایش پیدا کند. حتی گروهی از این کودکان فداکارانه برای کمک و یاری خانواده و مادر پیر یا پدر بیمار ممکن است به خیابان کشیده شده باشند و خیابان نیز بی‌رحم، بی‌گذشت و بی‌تدبیر با این کودکان مواجه می‌شود و آنها را به عرصه‌های تباهی راهنمایی می‌کند.

در شروع صحبت‌های‌تان به باند‌های خرید و فروش این کودکان و باند‌های مجرمانه‌ای که چنین کودکانی در آن فعالیت می‌کنند اشاره کردید، آیا واقعا چنین باندهایی وجود دارد؟

سال‌هاست چنین باندهایی وجود دارد. این باندها دیرپا هستند. بعضی از آنها، واسطه‌گرانی از اقوام فیوج و کولی هستند، مثلا طایفه... تکدی‌های سازمان یافته را انجام می‌دهد و بچه‌ها را اجاره می‌کند. در این باندها کودک بغلی یک قیمتی دارد، کودکی که بتواند راه برود قیمت دیگری دارد و آنها به‌طور کلی برای تمام اشکال تکدیگری که بتوان از کودکان استفاده کرد برنامه دارند. آنها بچه را می‌خرند و به کار می‌گمارند، اما آن‌طور که بعضی‌ها انتظار دارند این باند، یک شرکت عریض و طویل نیست. یک باند، فعالیت مجموعه افرادی است که به صورت پیوسته و با اهداف مشخص و تبهکارانه با هم همکاری می‌کنند.

چه نهادهایی مسئول ساماندهی این وضع هستند؟
این‌که مثلا دست بگذاریم روی بهزیستی و بگوییم باید این کودکان را پوشش بدهد یا بگوییم نیروی انتظامی آنها را جمع‌آوری کند، این طرز تدابیر مقطعی و نگرش بخشی است. حال آن‌که در این ماجرا باید نگرش فرابخشی داشت و از یک نهاد نمی‌توان انتظار داشت که مساله‌ ریشه‌دار و چند وجهی اجتماعی را درمان کند. مثلا اگر نهاد آموزش و پرورش حضور نداشته باشد و این کودکان را از منظر خودش نبیند و برای آنها برنامه آموزشی نگذارد در آینده می‌توان بار این کم‌کاری را دید و این بار به عهده نهاد دیگری می‌افتد.
بنابراین نهادهای مختلف در این رابطه موظف هستند. تمام ارکان یک نظام اجتماعی باید زنجیروار در پی حل کردن مشکل و جستجو برای تحقق عدالت باشند. البته ممکن است بهزیستی بودجه‌هایی برای این موضوع داشته باشد اما تصور کنید همه کودکان خیابانی جمع شوند آیا تاوقتی سازمان‌های دیگر درست عمل نکنند، کودک خیابانی به وجود نمی‌آید؟ بنابراین جمع‌آوری به معنی درمان ریشه‌ای نیست. هرچند نهادهایی هستند که بودجه‌هایی می‌گیرند تا به صورت ضربتی نظارتی داشته باشد اما این کار مفید نیست. نه این که طرح‌‌های ضربتی و کوتاه مدت را نفی کنم اما درمان ریشه‌ای درمانی است که در سایه رونق اقتصادی، رفاه اجتماعی و سلامت فرهنگی حاصل می‌شود.

همان‌طور که گفتید تعدادی از این کودکان به دلیل معیشت خانواده مجبور به حضور در خیابان‌ها هستند، برای کمک به آنها چه باید کرد؟

دیدگاهی که به نظر من می‌تواند یاریگر وضع اینها باشد منظری است که در مددکاری اجتماعی وجود دارد. پلیس، بهزیستی و نهادهای وزارت کار و جوانان و شهرداری باید به طور گسترده واحدهایی را تاسیس کنند که بتوانند مددکاران اجتماعی واقعی و متخصصان و تحصیلکردگان این حوزه بیایند و فعالیت کنند تا بتوان به درمان ریشه‌ای تک به تک آنها کمک کرد، همچنین سازمان‌های مردم‌نهاد در این رابطه فعال هستند که می‌توانند بسیار کمک کنند. در نهایت باید درمان‌های ریشه‌ای را در کنار درمان‌های موقتی به کار گرفت.

شاهد حلاج