کمک به کودکان خیابانی

کودکان کار و خیابان

کمک به کودکان خیابانی

وقتی می‌بیند کودک هم سن او در سرمای هوا درون ماشین و کنار پدر و مادر خود نشسته و او می‌خواهد برای به دست آوردن پولی شیشه همان ماشین را تمیز کند مطمئنا نوعی نگاه خصمانه در او شکل می‌گیرد و به لحاظ عاطفی و اجتماعی در بین این کودکان خصوصیاتی به‌وجود می‌آید که این خصوصیات مانند بی‌اعتمادی، انتقام‌جویی و پرخاشگری است

در حالی که براساس قوانین بین‌المللی کنوانسیون حقوق کودک، زیر هجده ساله‌ها و براساس قانون کشور خودمان زیر پانزده​ساله‌ها نبایدکارکنند. هر فرد باید به صورت طبیعی در زندگی رشد کند. دوران کودکی زمان آموزش است و طبیعتا کار در سن کودکی در آینده برای جامعه نیز آسیب‌رسان است. این کودکان رشد طبیعی خود را ندارند و نمی‌توانند چه در حال و چه در آینده زندگی شاد و همراه با سلامت کامل روحی داشته و برای جامعه خود مفید باشند.
طبیعتا هر فردی احساس کند حقوقش پایمال می‌شود نسبت به این موضوع عکس‌العمل‌هایی نشان می‌دهد. وقتی به نیازهای سنی این کودکان نیز پاسخی داده نشود، آنان نسبت به هم‌سن و سال‌های خود پرخاشگرتر و دارای روحیه خصمانه‌ای می‌شوند. وقتی می‌بیند کودک هم سن او در سرمای هوا درون ماشین و کنار پدر و مادر خود نشسته و او می‌خواهد برای به دست آوردن پولی شیشه همان ماشین را تمیز کند مطمئنا نوعی نگاه خصمانه در او شکل می‌گیرد و به لحاظ عاطفی و اجتماعی در بین این کودکان خصوصیاتی به‌وجود می‌آید که این خصوصیات مانند بی‌اعتمادی، انتقام‌جویی و پرخاشگری است.
در مورد این‌که آیا باید به این کودکان کمک کرد یا نه باید گفت این کودکان به دو صورت هستند برخی از آنان در سنین بسیار کم مشغول به تکدیگری می‌شوند و این امر اصلا صحیح نیست و بهتر است از این کار حمایتی نشود اما در مورد کودکانی که جنسی را می‌فروشند کمی قضیه متفاوت‌تر است و این‌که آیا پرداخت پول به این کودکان خوب است یا خیر بستگی به خانواده آنان دارد.
برخی از خانواده‌ها به نیازهای کودکی فرزند خود توجهی ندارند و تمام پول او را می‌گیرند و حتی چون بسیاری از این خانواده‌ها درگیر اعتیاد هستند همه پول کودک را گرفته و خرج اعتیاد خود می‌کنند، بدون آن‌که ذره‌ای خرج تحصیل و آموزش خود کودک شود اما برخی از این کودکان به ناچار و به‌دلیل شرایط اقتصادی بد خانواده مجبورند برای کمک خرج کار کنند، آنان چند ساعتی را مشغول به کار می‌شوند و ساعات دیگری را به مدرسه یا مراکز آموزشی که برای چنین کودکانی در نظر گرفته شده می‌روند. با وجود آن​که کار برای کودکان ممنوع محسوب می‌شود اما این کار برای گذران زندگی این کودکان است. اگر بخواهیم بگوییم این کودک نباید کار کند پس باید سازمان‌ها و مراکز دولتی به کمک آنان بیایند و شرایط بهتری را برای آنان فراهم کنند.
در حالی که باید گفت روز به روز بر تعداد این بچه‌ها افزوده می‌شود و انگار دیگر این کودکان رها شده‌اند تا در خیابان‌های شهر بچرخند. نه تنها با توجه به شرایط اقتصادی تعداد این کودکان بیشتر شده بلکه سن‌ آنان نیز کمتر شده‌است. حتی می‌بینیم کودکی که به نظر می‌آید 5 سال هم ندارد تنها در وسط میدان می‌ایستد و هیچ‌کس دور و بر او نیست. حقیقتا اگر این کودک مساله‌ای داشته باشد یا حتی بخواهد به دستشویی برود چه کسی به او کمک خواهد کرد! اصلا این کودک مال کیست و آیا پدر و مادرهای این کودکان آنقدر بی‌رحم شده‌اند که کودک به این کوچکی را به همین راحتی در خیابان تهران رها می‌کنند؟ این کودکان نیز مانند همه طرح‌های امنیتی و اجتماعی دیگر نیاز به متولی دارند.

فاطمه قاسم‌زاده
روان‌شناس کودک و محقق حوزه کودکان کار